تاثیر خشونت و بدرفتاری پدر و مادر كودكان

تأثیرات خشونت و بدرفتاری های پدر و مادر كودكان، از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد. افردی كه خودشان در دوران كودكی مورد اذیت و آزار اطرافیان  شان قرار گرفته اند، به احتمال زیاد همین رفتارها را به فرزندان شان منتقل می كنند. خشونت نسبت به كودك به دو گروه تقسیم می شود:

الف) خشونت های روانی، مثل محرومیت های عاطفی، تهدید، شرمنده كردن، تمسخر، بی توجهی به نیازهای روانی - جسمی كودك، ناسزاگویی، تحقیر و....

ب) خشونت های بدنی، مثل كتك زدن، پرت كردن، سوزاندن، ضربه زدن با اشیا و....

كودكان و نوجوانانی كه مورد بی مهری و محرومیت های عاطفی قرار می گیرند، رفتارهای مخالفت آمیزتر، مقاومت كننده تر، خشن تر و پرخاشجویانه تری از خود بروز می دهند. تنها پیامی كه خشونت و تنبیه های بدنی برای كودك دارد این است كه پدر و مادر هیچ علاقه ای به نیازها و خواسته  های او ندارند و از این كه جثه ای بزرگ تر و قدرتی بیشتر از كودك دارند، نهایت سوءاستفاده را می كنند و او را با اعمال زشت و خشن مورد سركوب و ایذا قرار می دهند. كودك (یا نوجوان) نیز در این بین درمی یابد، كسانی را كه با علاقه دوست می داشته است و به آنها اعتماد كامل كرده است، موجب غم، ناراحتی و آزار او می شوند.

والدین بدرفتار و خشن دارای خویی تند، عصبی و پرخاشگر هستند و بیشتر از آن كه رفتارهای سازنده و مثبت از خود نشان دهند، در كلام و اعمال شان انتقاد، تهدید و خشونت دیده می شود. زمانی كه بچه های این والدین تحت فشارهای روحی شدید قرار می گیرند و شروع به گریه و بی تابی می كنند، به جای آن كه مورد محبت و نوازش واقع شوند، مورد اذیت و واكنش های تند آنها واقع می شوند. این گونه فشارهای عصبی بر كودك موجب شب ادراری، هراس، رفتارهای ضداجتماعی، ممانعت از نظم و انضباط در آنها دیده می شود و به نوعی آنها را به سمت اذیت و آزار هم كلاس ها و دوستان شان هدایت می كند. ادامه این روند منجر به انحطاط اخلاقی و پیامدهای منفی مثل بزهكاری، سیگار كشیدن، اعتیاد، مصرف دارو و... در آینده خواهد شد. تحقیقات نشان می دهند كسانی كه بیش از ۴ حادثه بدرفتاری و آزار در كودكی تجربه كرده اند، ۱۲ برابر بیشتر با خطر اعتیاد به موادمخدر، الكل و... روبه رو هستند.

رفتارهای این دسته از والدین قابل پیش بینی نیست و كمتر با رفتار و اعمال كودك مرتبط است. برای مثال، كودك چه رفتار خوبی داشته باشد و چه كج خلقی و بداخلاقی كند، آنها كماكان او را مزاحمی كوچك می دانند. این والدین، كودك گریان و یا كودك خندان را به یك اندازه آزاردهنده می بینند. خشونت های بدنی در این والدین به طور ناگهانی بروز نمی كند، بلكه همراه با انواع دیگر پرخاشگری های لفظی و بدنی زیاد می شود. اینان توقعات نامتناسب و وارونه ای از فرزندان خود دارند. برای مثال، خودشان را كودك و فرزندان شان را مسئول زندگی و نان آور خود می دانند.

نظر را آفریدند که بیان کنید

 

ویندوز جهرمی ها

با سلام

چند تا از بچه های برنامه نویس جهرم

 سعی داند که یه ویندوز توپ

با عنوان ویندوز جهرمی ها بسازند و

 تا اونجایی که خبر دارم کارشون

تا پایان تابستون تموم میشه.

نظـــــــــــــــــــــــــــــــر هم چیز خوبیه!!!

ساخت بازی رایانه ای غار سنگتراشان جهرم آغاز شد

چند تا از برو بچ باحال جهرمی تصمیم گرفتن یه بازی با

 موضوع تخیلی بسازند با نام غار سنگتراشان

نظر بدید!

نسل جدید دوربین ها

امروزه نسل جدیدی از دوربین های فیلم برداری متولد شده که اعمال عجیب و باورنکردنی رو انجام میده اسم این دوربین ها ، دوربین های فانتوم (PHANTOM HD) هست که امروز اون رو زیر ذره بین می برم.

سایز فیلمی که میگیره 4096x2440 پیکسل یعنی میشه با تلوزیون ۷۰ اینچ فیلم رو با بهترین کیفیت دید

از این دور بین در سینما و در ورزش های سریع برای ایجاد صحنه آهسته استفاده میکنند که این دوربین قادر هست در یک ثانیه ۲۲۵ عکس با کیفیت دوربین ۱۲ مگاپیکسل رو بگیره ولی منظورم سینما و سازمان تربیت بدنی ایران نیست چون ما معمولا کارمون با همون دوربین دیجیتال سونی یا سامسونگ هم راه می افته. خلاصه شاید شما تصویر آهسته در بازی های فوتبال یا فیلم های اکشن رو دیده باشید که همه وهمه با این دوربین گرفته میشه و طبق آخرین آماری که من دارم حتی یه دونه از این دوربین تو ایران نیست .

تعداد رنگی رو که میتونه تشخیص بده ۶۵.۰۰۰.۰۰۰ ( شصت و پنچ میلیون) رنگه که این هم جای تعجب داره.

از جدیدترین نسل این دوربین می تونیم به فانتوم ۶۵ اشاره کنم که کارش محشره

راستی اگه کسی از این دوربین رو خواست قیمتش فقط ۱۱۸۰۰۰ دلار ( صد و هجده میلیون تومان ) هست و مسلما فهمیدین که چرا از این دوربین هیچیش تو ایران نیست.

تصاویری از دوربین:

    

نظــــــــــــــــر بدین که این یه کار تحقیقاتیه!

 

پاسخ به سوال دوستان

آقایی از ایالات متحده آمریکا که متاسفانه اسمسون رو نتونستم بخونم سوال کردند که خدا کیه؟

Question : WHO IS GOD

پاسخ : پاسخ رو از یه سایت شیعه در آمریکا گرفتم.

God knows who “God is”

Padayappa is a ‘man of words’, Alagesh is a ‘man of beauty’ but Kartik has always been termed as a ‘man of excuses’. Excuses had ruled my life and an outing to the beach with friends was also a rescheduled plan to accommodate me and my pathetic excuses.

It was a very fine weekend and we had reached the beach in the evening by 4pm.I could see couples more than what a pair of eyes could take and they were busy enjoying each other not bothered about others, covering their faces as that was the easiest identification tool. We with our faces open were almost a minority in that long beach which stands next to Rio de Janeiro for its length.

As we moved forward in the hot sand, we started searching for good places to pose and the cameras started clicking. It was awkward standing and posing on the beach as thousands were looking at us with a unanimous thought that it was a waste of camera memory. We were determined to use the complete memory card by just posing in all permutations available and were not aspiring for a spot in the Pirelli Calendar as the basic criterion for that is ration in the form of fashion (Hand Kerchief – maximum dress allowed to pose). We didn’t own the style of Rajnikanth, the fame of Kamal Hassan, elegance of Aishwarya Rai nor the assets of Pamela for the world to look at our portraits but we simple guys just wanted to have the thrill of uploading our pictures in Facebook for all to have a laugh looking during depressing moments. Even the beggars weren’t left out of the posing act as they were also among us in the photographs making us look like genuine philanthropists.

The camera time was over and it was time to unleash ourselves into the water world. My return to the shore was not an easy task as I was a few kilos heavier as I had smuggled sand in all my pockets as a token of memory. While returning I felt that I should sit and spend some time thinking about myself. I sat on the shore alone looking at the beautiful waves and was just pondering who this “God” was. I believed in him till 17, forgot about him after that and had a miserable life questioning him, losing my humility, self confidence and all other good traits. I was considered to be one of the guys who could balance things in the best possible manner and could dedicate good amount of time with everyone and everything without affecting the course of anything. I could run so many parallel lines of activities without any intersections. All the systems failed and when my mind was in a ventilator kind of a situation fighting for life, a pacemaker kind of a thought flashed suggesting me to believe in the one whose existence was questioned by me as I had not seen or felt him. I chose to believe him as I was a failure believing myself and that was the only justification available for an atheist to turn into a so called theist.

We have always felt that bi-party politics are outdated and each party squanders when they get a chance. That’s when the third party, gets a chance to prove its worth as people are fed up with the other two and have not received anything from them till then. The third party behaving like their predecessors would not affect the people as they are used to such a feeling but if they do something good, it’s a bonus for the people. I was no different in choosing to go with a stranger, who most of them addressed as “God”.

I have always asked for a cause and effect for whatever I do and god was also such a concept for me. It was always “Feel to believe” and during the 2 minutes I spent introspecting I altered my policy to “Believe to feel”.

What was that for me? An Aahaa factor or a paradigm shift or was it a kind of metamorphosis. I shall leave it to “God” to decide what it is but I consider the shift for the good.

I began praying and talking to the unknown citizen of this very fine world and enjoyed feeling the positive changes in me. Who was I talking to? Am I a person with acute schizophrenia talking to a person whom I have never seen before? I call it god at the moment and I termed it pep up talk when I was an atheist. Which one is true? I shall leave it to “God” to decide it whether mine is a repeat of the story of the “beautiful mind”.

I started tasting success, felt confident, developed humility and started regaining most of my lost traits. Was this because I transferred all my responsibilities to a porter called god to carry it or was that an external confidence booster whom I termed as God? I shall leave it to “God” to decide what it was and anyways, I enjoy being successful and being my natural self to others and myself.

I never attributed my success to god till 17, after that gave credits for the ups and downs to myself and now I feel it’s not me but “God” who is responsible for most of the successes which have become a major portion of my life. Was my success coinciding with my prayers and the credit for the success which was bound to come due to my efforts was given to the so called powerful verses. I definitely have no answer for this question but I feel really relieved when I pray and talk to the one I call “God”. A minute of prayer silences my mind, clears the clutter in the thought process and lets me perform to the fullest.

Too many questions are still dwelling and I shall delve to justify my stand. I presently feel, something is above me, I call him “God” as I don’t feel like giving him a new name, some call him hope, my former self calls him a false identity, some call him their friend, others call him love and the battle of thoughts is still on.

Search for him will continue as the feel of him is due.

نظــــــــــــــر یادتون نره

خدایا

سلام

 

خدای خوبم دلم حسابی برایت تنگ شده میخواهم بنویسم هر روز دلم میخواهد بیام بنویسم این نامه ولی نمیشود گاهی گرفتاری و گاهی کوتاهی من و البته بیشتر میدانم که کوتاهی من در این جا خیلی بیشتر از گرفتاری هاست

 

میدونی خیلی وقت هست که در دفترچه خاطراتم چیزی ننوشتم میدونی چرا چون نمیشه چون ممکنه کسی بره بخونه و من رسوا بشم حرف بدی نمی نویسم ولی خوب اوضاعم طوری شده که حتی جرات نوشتن این حرفهای ساده را هم ندارم

 

تا حالا شده دلت بخواد توی دفتر خاطراتت بنویسی دلت گرفته ولی نتونی

 

خدایا تا حالا شده دلت بخواد گریه کنی ولی جرات این کارو نداشته باشی

 

تا حالا شده یه بغضی تو گلوت گیر کنه و تو بخواهی بشکنیش ولی نشه و تو نتونی و این بشه برات یه آرزو  یه آرزوی دست نیافتنی

 

تا حالا شده دلت بخواد یه دوست صمیمی داشته باشه تا براش درد دل کنی ولی نتونی به هیشکی اعتماد کنی و نخواهی هم بکنی چون از نزدیکترین دوستت ضربه خوردی

 

میدونی خدا یه دوستی داشتم یه دوست خوب که از بچگی باهام بود خیلی دوستش داشتم همه حرفهای دلم رو بهش میگفتم همه چیزایی که تو دلم بود و ادم میتونست به صمیمی ترین دوستش بگه من میگفتم تا اینکه یه روز اون یه دوست خوب بعد 20 سال رفت و چیزی که توی دلم بود کسی نمیدونست پیش کسی که نمیخواستم رو بشه رو کرد

 

میدونی چه حسی داشتم رسوا شده بود احساس کسی رو داشتم که لخت جلو یه جمعیت بزرگ ایستاده ولی توانی توی وجودش نیست و تنها جرمش اعتماد بود دلم شکست صداشو شنیدم با تمام وجودم همون لحظه قسم خوردم دیگه حتی بهش یه جمله از دلم نگم قسم خوردم دیگه دوست نباشم

 

منی که دوست داشتم همیشه باهاش باشم همیشه باهاش دوست باشم حالا دوست حتی یه جمله هم بهش نگم حتی گفتن چند جمله کوتاه هم قلبم رو رنج میداد و من چه آسون این رنج رو احساس میکردم

 

در یه ماه در سی روز شدم کسی که فقط همه چیزش توی خودش میریخت و اینها قلب کوچکش رو به رنج می آورد کسی که با خودش خلوت توی اتاقش می نشست با خدا حرف می زد  حالا تو خیالش با خداش دردل میکرد حالا فقط یه جایی رو داشت که میتونست حرفهای دلش رو بگه

 

اره خدا از اون وقت به بعد دیگه نه تو دفتر خاطراتم چیزی نوشتم ونه تونستم توی اتاقم با تو حرف بزدم اینجوری شد اومدم به خیال و چه قدر خوشحال بودم که حداقل اینجارو دارم که آدرسش رو هیشکی نداره هیچکدوم از اونایی که دلم رو شکسته بودند

 

خدا جونم از اون وقت به بعد فقط فقط تورو دارم می فهمی منو

 

احساسمو می فهمی

 

میفهمی بغضمو دلیلشو میفهمی

 

میفهمی ترس رو

 

خداجونم دلم میخواد بیایی زمین  حالا که هیشکی رو پیدا نمیکنی برام بفرستی

 

به خدا دلم پوسید از تنهایی دلم پوسید از این همه غصه از این همه سکوت

 

خداجونم همیشه سر نماز ازت چی خواستم یادته ازت خواستم یکی برام بفرسته که همرازم باشه یکی بفرستی عین خودت مهربون , قشنگ , راز دار , پشتیبان  , یه دوست خوب خوب مثل خودت

 

باشه

 

خدا یه لحظه با خودت نگی این دختره داره کفر میگه نه به خدا من کی باشم بخواهم جسارت کنم خوب دلم گرفته از دنیا از این روزگار از خیلی چیزا

 

خدا جونم خسته شدم از اینکه این مردم این ادمای اطرافم که ادعا میکنن دوستم دارند پشت سرم دروغ بگن , افترا بگن

 

 خدایا میدونم حتما اینا ازمایش  هست همه این اتفاقای بد ولی خدایا بارو کن تحملشو دیگه ندارم کم طاقت شدم

 

ای خدای مهروبن و نازم دلم میخواد بیام پیشت  یا تو بیایی پیشم

 

این دنیا ادماش بی رنگ شدن

 

نمیدونم احساس میکنم کم کم قلبهامون داره از سنگ میشه

 

داریم انکار میکنیم چیزایی که دوستشون داریم

 

داریم قایم میکنیم عشقمون رو نسبت به کسایی که داریم

 

داریم پشت یه نقاب پنهان میشیم پشت یه نقاب خالی

 

احساس پچی کنم زندگی که میکنم توی باورهای من نیست من همیشه دوست داشتم عاشق باشم

 

عاشق تک تک لحظه های زندگی ولی انگار یان دنیا شده مرداب

 

عشق درون قلبهامون مرده

 

خدایا بریده ام از این دنیا و عشق رو تنها در تو خلاصه کرده ام

خدایا رهایم کن از این قفس تنگ و تاریک

خدایا................................................

مرا یاوری باش بی همتا

 

و تنهایم مگذار

که همیشه محتاج تو ام

در این ماه بهشتی و بارانی رحمتت را بر من افزون بفرما و

و حاجاتم را روا کن

و دعاهایم مستجاب بفرما

تا خوشی را حس کنم

دلم و روحم  شاد گردان

نظــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر دیگه یادت نره

آیا خدا وجود دارد؟ چه شواهدی وجود خدا را ثابت میکنند؟

پاسخ به سوال دوست بی اعتقادم مریم خانم از بم

سوال:

آیا خدا وجود دارد؟ چه شواهدی وجود خدا را ثابت میکنند؟

پاسخ: که البته پاسخش رو از سایت های دیگه گرفتم.

جالب توجه است که این موضوع بیش از هر موضوع دیگری مورد بحث و مشاجره قرار گرفته است. آخرین آمار حاکی از آن است که 90 درصد مردم جهان به خدا و یا قدرتی برتر معتقد هستند. در این راستا بنظر می رسد که مسئولیت اثبات وجود خدا بر عهدۀ آنانی است که وجود او را قبول دارند. ولی به نظر من آنانی که وجود خدا را رد می کنند موظف هستند که صحت اعتقاد خود را ثابت کنند.

هیچگاه نمی توان (بطور مطلق) وجود خدا را ثابت و یا انکار کرد. کتابمقدس تعلیم می دهد که حقیقت وجود خدا را باید با ایمان پذیرفت. " بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است. زیرا هر که تقرب به خدا جوید لازم است که ایمان آورد بر اینکه او هست و جویندگان خود را جزا (پاداش) می دهد." (عبرانیان 6:11) اگر خدا می خواست، می توانست به سادگی خود را ظاهر سازد و هستی خویش را به همۀ دنیا ثابت کند. ولی در این صورت دیگر نیازی به ایمان نبود. " عیسی گفت: "ای توما، بعد از دیدنم ایمان آوردی. خوشابحال آنانی که ندیده ایمان آورند." (یوحنا 29:20)

ولی این بدان معنی نیست که هیچ دلیلی بر اثبات وجود خدا موجود نمی باشد. کلام خدا می فرماید: "آسمان جلال خدا را بیان می کند و فلک از عمل دستهایش خبر می دهد. روز سخن می راند تا روز، و شب معرفت را اعلان می کند تا شب. سخن نیست و کلامی نی، و آواز آنها شنیده نمی شود. قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون." (مزمور 1:19-4) دیدن ستارگان آسمان، تفکر در وُسعت جهان هستی، مشاهدۀ عجائب طبیعت، تعمّق در زیبائی طلوع و غروب آفتاب ... همه و همه گویای یک واقعیت هستند: خدای آفریننده ای وجود دارد. به غیر از این شواهد، وجدان انسان گواه دیگری بر وجود خداست. جامعه 11:3 خاطرنشان می سازد: " او .. ابدیت را در دلهای ایشان نهاده .." چیزی درونی در عُمق وجود ما هست که تشخیص می دهد چیزی فراتر و والاتر از این دنیا وجود دارد. حتی اگر به عقل خود این واقعیت را نپذیریم، ولی در عُمق وجود خویش نمی توانیم حضور الهی را مُنکر شویم. کتابمقدس می گوید که هر چند وجدان ما گواهی می دهد که خدا وجود دارد، همچنان عده ای حضور و وجود او را انکار می کنند: "احمق در دل خود می گوید خدائی نیست." (مزمور 1:14) 98 درصد تمام مردمی که در طول تاریخ بشریت بر زمین بوده اند، اعم از زمینه های مختلف فرهنگی، تمدنی، و منطقه ای به وجود نوعی خدا معتقد بوده اند. پس می بایستی شخصی و یا چیزی باعث شکل گیری چنین اعتقاد فراگیری شده باشد.

در رابطه با اثبات وجود خدا، علاوه بر بحث های کتابمقدسی، بحث های منطقی دیگری نیز وجود دارند. یکی از آنها بحث آنتولوژی (یا علم مربوط به هستی شناسی) است. در معروف ترین شکل این بحث، برای اثبات وجود خدا، به مفهوم خود خدا می پردازند. این بحث با تعریفی از خدا آغاز می شود که نشان می دهد: "خدا وجودی است که نمیتوان چیزی بزرگتر از او را تصوّر کرد." در این راستا آنها ادامه می دهند که: "وجود (وجود داشتن) بزرگتر از عدم (وجود نداشتن) است. بنابراین بزرگترین چیز قابل تصور می بایستی وجود داشته باشد." پس اگر خدا وجود نداشته باشد، او نمی تواند بزرگترین وجود (هستی) قابل تصور باشد. و چون این نتیجه با تعریف خدا مغایرت دارد، پس خدا نمی تواند وجود نداشته باشد. یک نوع دیگر از این بحث های منطقی بحث تلئوژی (علم مربوط به مطالعۀ حکمت غائی یا پایان شناسی) است. در این بحث گفته می شود که چون جهان هستی بر اساس طرح اعجاز انگیزی ساخته شده است پس بایستی طراح ماهری آن را به وجود آورده باشد. به عنوان نمونه اگر زمین فقط چندین کیلومتر دورتر و یا نزدیکتر به خورشید می بود، حیات موجودات بر روی زمین غیرممکن می شد. و اگر عناصر اتمسفر فقط چند صدم درصد متفارت می بودند، این فاجعه منجر به نابودی هر موجود زنده ای بر روی زمین می گردید. احتمال شکل گیری تصادفی یک مولکول پروتئین به میزان یک در 10 به توان 243 (یعنی عدد 10 که دارای 243 صفر است) می باشد. توجه داشته باشید که یک عدد سلول حاوی میلیون ها ملکول پروتئین است.

سومین بحث منطقی در زمینۀ اثبات وجود خدا بحث کازمولوژی (علم مربوط به نظم جهان هستی) است که در آن به رابطۀ بین علت و معلول می پردازند. بر این اساس، هر معلولی محصول یک علت است. پس جهان هستی به عنوان یک معلول بایستی علتی داشته باشد. و نهایتاً، یک وجود (یا شخص) غیر معلول که وجودش وابسته به چیز دیگری نیست باعث به وجود آمدن هر چیزی در عالم هستی شده است. این شخص غیر معلول همان خداست. چهارمین نوع بحث، بحث اخلاقی است. فرهنگ های گوناگون، در طول تاریخ، هر یک دارای نوع خاصی از قوانین بوده اند. آدمیان قادر به تشخیص بدی و نیکوئی هستند. تقریباً در همۀ ملت ها قتل،دروغ، دزدی، و فساد اخلاقی مردود شناخته شده اند. این حس تمئیز بد و خوب از کجا آمده است اگر از خدای قدوس نشأت نگرفته باشد؟

علی رغم همۀ این مطالب، کتابمقدس روشن می سازد که مردم معرفت واضح و غیر قابل انکار الهی را رّد کرده دروغ را متابعت خواهند کرد. در رومیان 25:1 می خوانیم: "ایشان حقّ خدا را به دروغ مبدل کردند. و عبادت و خدمت نمودند مخلوق را به عوض خالقی که تا ابدالآباد همان است." کتابمقدس اضافه می کند که انسان برای بی ایمانی به خدا هیچ عذری ندارد. "زیرا که چیزهای نادیدۀ او یعنی قوت سرمدی او و الوهیتش از حین آفرینش عالم بوسیلۀ کارهای او فهمیده و دیده می شود تا ایشان را عذری نباشد." (رومیان 20:1)

مُنکران وجود خدا معمولاً برای توجیه بی ایمانی خود ادعا می کنند "ایمان به خدا علمی نیست" و یا اینکه "دلیلی برای اثبات خدا وجود ندارد." ولی دلیل واقعی این است که همه می دانند اگر به وجود خدا ایمان داشته باشند، این واقعیت را نیز باید بپذیرند که محتاج نجات و آمرزش گناهان هستند (رومیان 3:23؛ 23:6) و بایستی بابت تمام اعمال خویش پاسخگو باشند. ولی اگر، بر فرض محال، خدا وجود نداشته باشد، انسان خود را آزاد می بیند تا هر آنچه مایل است انجام دهد بدون آنکه نگران داوری و مجازات باشد. به نظر من علت افزایش طرفداران فرظیۀ تکامل همین است. خدا وجود دارد و هر یک از ما (بدون استثناء) بر آن واقف هستیم. اگر عده ای تلاش می کنند وجود خدا را رد کنند، این خود دلیلی است بر وجود او.

اجازه بدهید آخرین مورد را نیز مطرح کنم. من چگونه می دانم که خدا وجود دارد؟ من به وجود خدا ایمان دارم چون هر روز با او صحبت می کنم. مدعی نیستم که صدای او را با گوش جسمی خود می شنوم. ولی می توانم به جرأت بگویم که حضورش را احساس می کنم، هدایت هایش را درک می کنم، مجبتش را شناخته ام، و مشتاق فیض او هستم. برای این همه واقعه که در زندگی من رُخ داده است تنها یک توجیه وجود دارد: خدا وجود دارد و عمل می کند. او بطرز معجزه آسائی مرا نجات داد و زندگی مرا به گونه ای عوض کرد که نمی توانم وجودش را انکار کنم و یا اینکه او را تمجید نکنم. اگر شخص تصمیم گرفته باشد که وجود خدا را نادیده بگیرد، هیچیک از این بحث ها نمی تواند او را قانع کند. در نهایت، وجود خدا باید با ایمان پذیرفته شود (عبرانیان 6:11). ایمان به خدا یک جَهش کورکورانه در یک اطاق تاریک نیست، بلکه گام برداشتن در یک فضای نورانی است که 90 درصد مردم دنیا آنجا ایستاده اند.

گفتگو با خدا


از خدا خواستم تا دردهايم را التيام بخشد


خدا پاسخ گفت:


مخلوق من ! هر دردي را درماني است و اين تو هستي که بايد درمان دردهايت را بجويي


از خدا خواستم تا جسم ناتوان مرا توانايي بخشد


خدا پاسخ گفت:


آفريده من آنچه بايد تکامل يابد روح توست جسمت تنها قالب گذراست


از خدا خواستم تا به من صبر عنايت کند


خدا پاسخ گفت:


بنده قدرتمند من! صبر حاصل سختي است عطا شدني نيست بلکه آموختني است


از خدا خواستم تا مرا شادي و شعف بخشد


خدا پاسخ گفت:


نازنين من به تو موهبت بسيار بخشيدم شاد بودن با خود توست


از خدا خواستم تا رنج هايم را کاستي دهد


خدا پاسخ گفت:


مخلوق صبورم بهاي رنج تو دوري از دنيا و نزديکي به من است


از خدا خواستم تا روحم را شکوفا سازد


خدا پاسخ گفت:


پرور روح تو با تو اما آراستن آن با من

نظـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر یادت نره

گفتگوي چهار شمع

چهار شمع به آرامي مي سوختند، محيط آن قدر ساکت بود که مي شد صداي صحبت آنها را شنيد.اولين شمع گفت: « من صلح هستم، هيچ کس نمي تواند مرا هميشه روشن نگه دارد. فکر مي کنم که به زودي خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. »
شمع دوم گفت: « من ايمان هستم، واقعا انگار کسي به من نيازي ندارد براي همين من ديگر رعبتي ندارم که بيشتر از اين روشن بمانم . » حرف شمع ايمان که تمام شد ،نسيم ملايمي وزيدو آن را خاموش کرد.
وقتي نوبت به سومين شمع رسيد با اندوه کفت: « من عشق هستم توانايي آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناري انداخته اند و اهميتم را نمي فهمند، آها حتي فراموش کرده اند که به نزديکترين کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. » پس شمع عشق هم بي درنگ خاموش شد . کودکي وارد اتاق شد و ديد که سه شمع ديگر نمي سوزند. او گفت: « شما که مي خواستيد تا آخرين لحظه روشن بمانيد، پس چرا ديگر نمي سوزيد؟» چهارمين شمع گفت: « نگران نباشد، تا وقتي من روشن هستم، به کمک هم مي توانيم شمع هاي ديگر را روشن کنيم. من اميد هستم. » چشمان کودک درخشيد، شمع اميد را برداشت و بقيه شمع ها را روشن کرد.
بنابر اين شعله اميد هرگز نبايد خاموش شود. ما بايد هميشه اميد و ايمان و صلح و عشق را در وجود خود حفظ کنيم.


نظر چی شیطون؟

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ UB313 (نیبیرو ) از دیدگاه غرب

ستاره نیبیرو UB313

حرکت نیبیرو و تاثیرات آن بر کره زمین در بین سالهای 2011- 2014


برای درک بهتر تاثیرات حرکت UB 313  (نیبیرو) و نحوه چرخش آن به دور خورشید ، کارشناسان فضایی مدلی را تهیه کرده اند که تصاویر آنها با توضیحات مربوطه در زیر نشان داده شده است:

در تصاویر زیر بر اساس نظریه دانشمندان  بطور فرضی حرکت  نیبیرو  را  در بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده اند. بر اساس این تصاویر در 15 ماه می سال 2011  نیبیرو در جنوبی ترین نقطه نسبت به زمین قرار دارد و فاصله اش با خورشید 6.4 واحد نجومی است و  به راحتی با چشم غیر مسلح در نیمکره جنوبی زمین  قابل رویت است در این مرحله نیبیرو  در روز بصورت ستاره ای کم نور و تاریک در کنار خورشید و در شب بصورت ستاره ای قرمز و درخشان دیده می شود .
موقعیت نیبیرو در فضا

برای دیدن تصاویر با حجم بزرگتر اینجا را کلیک کنید


نیبیرو در تاریخ 21 دسامبر 2012 در نزدیکترین فاصله با خورشید یعنی 3.0  مقیاس نجومی قرار می گیرد  . در این حالت بیشترین کشش و جاذبه بین UB 313  و خورشید ایجاد می شود و UB 313  به اندازه و حجم ماه و درخشنده و سرخ رنگ در آسمان دیده می شود . در این وضعیت که شدیدترین اثرات UB 313  بر روی زمین است ، احتمال سقوط و برخورد شهابسنگ های بزرگ با زمین وجود دارد و چنانچه شهاب سنگی در اقیانوس سقوط کند موجب تسونامی می گردد . همچنین زلزله های شدید همراه باتسونامی و  آتشفشانهای عظیم را به همراه خواهد داشت. و علت آن تاثیر جاذبه UB 313  (نیبیرو)  بر هسته آهنی زمین و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین است که فشار شدیدی بر روی پوسته زمین وارد آورده و منجر به زلزله های شدید و خروج مواد مذاب از آتشفشانها خواهد شد. در این تاریخ که بسیاری آن را پایان جهان می خوانند UB 313  (نیبیرو)  در یک سطح با خورشید و زمین و تقریبا سایر سیارت منظومه شمسی قرار می گیرد و احتمال دارد موجب توقف حرکت زمین برای مدتی چند ساعته گردد و تا حین دور شدن از زمین چرخش معکوس زمین را به دنبال داشته باشد . هنگامی که UB 313  (نیبیرو)  در مدار خود از زمین دور می شود زمین به حرکت عادی خود باز می گردد .


یافته های زمین شناسی نشان می دهد در طی حیات زمین بارها و بارها قطبهای مغناطیسی زمین تغییر کرده اند اما علت آن تا کنونناشناخته بوده است . اخیرا دانشمندان ادعا کرده اند که زلزله و آتشفشانهای شدید می تواند باعت تغییر جزئی قطبهای مغناطیسی زمین و طولانی تر شدن روزها گردد و بعد از زلزله شدید در شیلی  در اوایل سال 2010 دانشمندان این نظریه را ابراز داشتند که در اثر انحراف جزئی محور زمین روزها در حد چند میکرو ثانیه طولانی تر شده است البته تاکید شده است که  این طولانی شدن روزها، تاثیری در زندگی روزمره انسان نخواهد داشت.

مدار حرکت نیبیرو

 در 14 فوریه سال 2013 نیبیرو بتدریج از صفحه  "پری هلیون"  فاصله می گیرد. این صفحه ، صفحه ای فرضی است که خوشید و سایر سیارات داخلی حلقه کویپر یعنی عطارد، ونوس، زمین ، مریخ  در آن جای دارند و در مدارهای خود می چرخند لازم به ذکر است مدارهای سیارات خارج حلقه کویپر یعنی مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتو با زاویه های متفاوتی از این صفحه قرار دارد که در تصاویر مربوطه می توان ان را مشاهده نمود . در تصویر زیر موقعیت نیبیرو در 14 فوریه سال 2013 ترسیم شده و پیش بینی می شود در این دوره یعنی از 12 دسامبر 2012 تا 14 فوریه 2013 شدید ترین حوادث در  کره زمین اتفاق بیفتد. در حود 14 فوریه 2013 نیبیرو با صفحه پری هلیون کمی فاصله می گیرد و در این زمان شدید ترین واکنشهای الکتریکی بین نیبیرو و خورشید اتفاق خواهد افتاد. در این زمان حوادث طبیعی در روی زمین به اوج خود می رسد و  سخت ترین روزها زمانی است که کره زمین در بین خورشید و نیبیرو در یک خط مستقیم قرار می گیرد. برای این زمان احتمالات وقایع زیر پیش بینی شده است . فوران آتشفشانهای عظیم ( توبا اندونزی ، یلوستون آمریکا و یا فعالیت شدید سایر آتشفشانها) و زمستانهای هسته ای ( سرمای شدید در اثر خاکسترهای آتشفشانی ) و شروع عصر یخبندان و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین در محور آن.

حرکت نیبیرو


در تصویر زیر در 14 جولای 2013  نیبیرو در فاصله 3.3  مقیاس نجومی از خورشید قرار دارد و لی با اینحال هنوز هم به صورت خورشید دوم قابل رویت است و در این هنگام دنباله عظیم آن دیده خواهد خواهد شد در این تاریخ از شدت حوادث طبیعی زمین کاسته خواهد شد زیرا UB 313  (نیبیرو)  با خورشید فاصله خواهد گرفت و واکنشهای بین آن و خورشید کمتر خواهد شد اما به هر حال UB 313  (نیبیرو)  یک کوتوله قهوه ای است که دارای مداری غیر ثابت می باشد و ممکن است تحت تاثیر جاذبه خورشید دوباره به سمت آن کشیده شود .

موقعیت نیبیرو در فضا


در نهایت در تصویر زیر نشان داده می شود که در جولای 2014 نیبیرو در فاصه 5.6 واحد نجومی از خورشید قرار گرفته و بتدریج از زمین دور می شود . در این هنگام نیبیرو از هسته منظورمه شمسی فاصله می گیرد و زمین وارد مرحله بعدی حیات خود می شود .تعداد اندکی ازبازماندگان مردم روی زمین دوباره به ساختن تمدنها و حیات ادامه می دهند و زندگی جدیدی را از نو آغاز می کنند. نستراداموس در این مرحله پیش بینی کرده که پس از این انسان به سیاره دیگری نقل مکان کرده و نهایتا زمین در سال 3786 تا 3797 نابود خواهد شد. در این مرحله از حیات انسان ، بیش از  200 سیاره خارج از منظومه شمسی کشف می گردد و تلسکوپها در جستجوی زمینی دیگر برای سکونت خواهد بود.

موقعیت نیبیرو در فضا


بر اساس فرضیات موجود زمانی که UB 313  (نیبیرو)  به نزدیکترین فاصله با زمین می رسد و زمین بین خورشید و UB 313  قرار می گیرد شدید ترین تغییرات آب و هوایی زمین رخ خواهد داد و در این هنگام زلزله های شدید و آتشفشان بر اثر خاصیت آهن و آهنربایی بین هسته زمین و هسته UB 313  روی می دهد و موجب پرتاب مواد مذاب بالای هسته جامد به سطح زمین می گردد و قطبهای مغناطیسی زمین جابجا شده و برای مدتی زمین از حرکت باز می ایستد و سپس در جهت عکس خود به چرخش در می آید و با دور شدن UB 313  (نیبیرو)  مجددا حرکت زمین عادی خواهد شد.


تفسیر و تعبیر ایستادن خورشید در روایات همان توقف زمین از گردش است که تحت جاذبه UB 313  (نیبیرو)  انجام می شود و موجب طولانی شدن چند ساعته روز می شود و از دید زمینیان خورشید در محل خود در آسمان متوقف می شود.


در لینک زیر می توانید دو کلیپ در باره چگونگی عبور UB 313  (نیبیرو)  از نزدیکی زمین و تاثیر آن بر قطبهای مغناطیسی زمین را مشاهده کنید :

http://www.copernicus2.org/

 

در این لینک هم مراحل مختلف عبور UB 313  بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده شده


http://www.youtube.com/watch?v=aNZ8mu08RBk

 


صدای UB 313  (نیبیرو) ، طارق :


دانشمندان ناسا متوجه شدند که UB 313  اصواتی عجیب از خود تولید می کند و با استفاده از رادیوتلسکوپ های پیشرفته صدای تولید شده از UB 313  را ضبط نمایند و عجیب تر آنکه صدای این جرم آسمانی از فاصله دور شبیه صدای تپش قلب و از فاصله ای نزدیک همانند صدای کوبیدن دو جسم هم می باشد یا به عبارت بهتر مثل صدای کوبیدن در. دکتر زغلول نجار در یکی از برنامه های خود ضمن تفسیر سوره طارق به این صدای عجیب UB 313  اشاره کرده و گفت که تفسیر طارق که در قرآن مجید از آن یاد شده و نیز به  آن نجم ثاقب هم گفته شده همین ستاره UB 313  است و این کشف علمی نشان دیگری از معجزه قرآن مجید است که چگونه یک ستاره نوترونی را با لفظ " طارق" یعنی "کوبنده " به معنای کوبیدن دو شیء بر هم از ستارگان و سیارات دیگر مثل خورشید جدا کرده و به آن لقب طارق و نجم ثاقب  یعنی نفوذ و رخنه کننده داده است. دکتر زغلول نجار ثاقب را در این آیه ، نفوذ و رسوخ صدای این سیاره و رسیدن آن به ما از فاصله دور تفسیر نموده است. سوالی که به نظر می رسد آیا نزدیک شدن UB 313  (نیبیرو)   یا " طارق "به زمین با این صدای عجیب می تواند همان تعبیر "صیحه" در روایات باشد که در نیمه ماه مبارک رمضان سال ظهور با نزدیک شدن آن به زمین موجب هلاک شدن عده زیادی می شود و آیا " طارق"  همان UB 313  (نیبیرو)  است که در هزاران سال قبل با صیحه آن بسیاری از اقوام نابود شدند؟


برای شنیدن صدای UB 313  (نیبیرو)  اینجا را کلیک کنید:

 http://www.youtube.com/watch?v=0KSc0XnF1AY&feature=related



نکته دیگر در باره نیبیرو این است که این جرم آسمانی با تلسکوپهای معمولی قابل مشاهده نبوده و تنها در سال 2005 با تلسکوپ مادون قرمز تصویر برداری شده و تا قبل از آن دانشمندان اطلاع نداشته اند که چنین جرمی که بر مدار پلوتو اثر گذاشته و موجب بی نظمی هایی در منظومه شمسی گردیده چه بوده و تصورشان بر این بوده که سیاهچاله ای عظیم از یک کهکشان که به منظومه شمسی نزدیک می شود موجب شده تا پلوتو را به سمت خود بکشاند و برای همین در ابتدا آن را سیاره ایکس نامیده بودند .


 

نقشه جهان پس از عبور UB 313  (نیبیرو)  و دور شدن از زمین:



طبق نظریه دانشمندان با تغییرات آب و هوایی و گرم شدن جو زمین و آب شدن یخهای قطبی در اثر عبور نیبیرو ، مناطق زیادی از قاره های کنونی زیر آب رفته و  بسیاری از خشکی های زمین تا چند سال آینده ناپدید خواهند شد و نقشه زمین پس از سال 2014 به شکلی دیگر و متفاوت از نقشه کنونی آن خواهد بود . دانشمندان با شبیه سازی وقایع آینده نقشه های زیر را برای آینده قاره های زمین پیش بینی می نمایند:


در نقشه زیر ، قاره آمریکای شمالی و کانادا در آینده نشان داده شده در این نقشه قسمتهای شرقی آمریکا و بسیاری از ایالتهای شرقی و مرکزی و غربی آن غرق خواهند شد و در قسمت شمال قاره نیز مناطق زیادی به زیر آب خواهند رفت.

نقشه آمریکای شمالی در سال 2014

نقشه آمریکای شمالی پس از 2014

 


در نقشه زیر نیز قاره های مختلف جهان پس از عبور UB 313  نشان داده شده است. در این نقشه بخشهای زیادی از اروپا و آسیای جنوب شرقی محو خواهند شد .

نقشه جهان پس از سال 2014

نقشه جهان پس از سال 2014


 

در روایات و پیشگوییها و فیلمهای هالیوودی غرب و از دید پیشگویان ، جهان در سال  2012 پایان خواهد یافت و حیات انسان جهان ادامه نخواهد یافت ، اما بر اساس نظریات علمی نیبیرو برخوردی با زمین نخواهد داشت ولی شهاب سنگهای زیادی با نزدیک شدن این سیاره تحت جاذبه آن به سوی زمین کشیده خواهند شد و موجب مرگ عده ای و خرابیهای زیادی خواهد شد ، این نوع نگرش مایوسانه و نا امیدانه به حوادث آخر الزمان از زاویه دید غرب موجب شده تا بسیاری از آنان با دید منفی به این حوادث نگریسته و بر اساس آن رفتارهای خود را تنظیم نمایند در حالیکه در روایات اسلامی حوادث آخر الزمان پایان حیات نبوده بلکه شروعی دوره دیگری برای حیات انسان بر روی کره زمین می باشد که این دوره بازماندگان حوادث سالهای قبل ، عصر طلایی زندگی بر روی زمین با  حکومت آخرین منجی را تجربه خواهند کرد و وارد مرحله قیامت صغری خواهند شد و در این دوره تا قیامت کبری زندگی جدیدی را در سایه آرامش و عدالت و پیشرفتهای علمی و اجتماعی خواهند گذراند.


به امید آنکه ما نیز جزو این گروه خوش اقبال باشیم .

 

برای دیدن بخش اول مقاله کلیک کنید


منابع:

http://www.copernicus2.org/

http://www.biblesearchers.com/prophecy/planetx/losttribes6.shtml

http://web.gps.caltech.edu/~mbrown/planetlila/

http://ufolove.wordpress.com/

http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=84730